از قدیم گفتند دو درویش بر گلیمی خسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند !!!

اصلا این قدیمیها هرچی گفتند گل گفتند . حالا اندر احوالات امروز استقلال هم چیزی غیر از این نیست . امیر قلعه نوعی مربی ای که تو لیگ ایران خوب نتیجه گرفته و شدیدا هم تو هرتیمی رفته از سکوهای ورزشگاه حمایت شده که صد البته سوای نتیجه هایی که میگرفته این حمایتها به ارتباط نزدیک وی به کانون هواداران و لیدرهای باشگاه ربط دارد . زیاد لازم نیست برای حس کردن قدرت این نقطه ورزشگاه به خودتون فشار بیارید , جایی که رویانیان را مجبور کرد با استفاده از تمام تجربیاتش در نیروی انتظامی لیدرهای به اصطلاح خودجوش را جمع آوری و به جایی غیر از جایگاههایی که سند شش دانگشون به نامشون بود تبعید کند تا شعارهای علیه کادر فنی را کم کند !!!!!

و بازهم این جا دقیقا جایی بود که پرویز مظلومی اصلا نفوذی نداشت . سابقه مربیان استقلال را مرور میکنیم

  • ناصرخان حجازی یا همون حجازی کاپلو : با افتخار 1قهرمانی لیگ و نائب قهرمانی آسیا) محبوب ترین استقلالی بین هواداران است

  • منصورخان : باسابقه قهرمانی و نائب قهرمانی آسیا و قهرمانی لیگ جایگاه بالایی در بین هوادارن دارد . به جرات پورحیدری جنتلمن ترین استقلالی بوده و هست که حتی در دوره ای تیم ملی را رها کرد و به استقلال آمد و کمترین جو سازی علیه استقلال را انجام داده .

  • امیرخان یا همون ژنرال : شاید اولین اقدام مهم امیرخان همین انتخاب لقب برای خودش بود تا حداقل در اسم از مفاخر عقب نیافتد . کسی که بعد از 3 سال در استقلال جام گرفت تازه با اون برنامه سه ساله معروفش !!!!  در مدیریت و تیم داری میتوان امیرخان را "علی پروین " استقلالیها دانست !!!

  • پرویز مظلومی : فاتح 4 دربی رفت و برگشتی تنها در سال آخر لقب سوبله چوبله گرفت که این شعر فقط در کری خانی بین هوادارن استفاده می شد .  خود وی از حمایت سکوها بی بهره بود !!!!!!

تو اینکه قلعه نوعی مربی بزرگی (البته در حد افتخارات داخلی) هست اصلا شکی نیست ولی در این راه از دو فاکتو جذب بازیکن بزرگ و حمایت سکوها همیشه بهره برده تا جایی که در بازی پارسال تراکتور - استقلال لیدرهای برخی جایگاهها اصرار شدید داشتند که نباید علیه " امیرخان و دارو دستش " که همیشه باهم این ور و اون ور میرن شعاد داد و اونم به بهانه ای که برای تیم زحمت کشیدند ولی همین نفرات علیه مربی اون زمان تیم "مظلومی" شعار دادن .

شاید مظلومی در این نقطه رقابت را به امیرخان واگذار کرد . والا مربی ای که تیمی را 2فصل پیش تحویل گرفت که همه ستاره هاش را امیرخان با خودش برده بود و فقظ مغضوبین وی در تیم مونده بودن را در لیگ با ختلاف یک امتیاز دوم کرد در حالی که فصل قبل با 8 امتیاز اختلاف سوم شده بود . در فصل قبل هم درحالی که جام حذفی را گرفته بود و مدعی اصلی قهرمانی بود با ماجرای تلخ فرهاد (به خاطر یک مشت دلار بشتر و به بهانه اشکهای دخترش در فراق پدر ) بازهم با اختلاف یک امتیاز جام را به اصفهانیها داد اصلا محبوبیتی در بین هواداران پیدا نکرد . چون سرخط همه شعارها دست لیدرهاست .

حالا قصه مجیدی

در این دهه فقط دوبازیکن _(علی منصوریان . فرهاد مجیدی ) در بین هوادارن در حد اسطوره های بزرگ باشگاه محبوب بودن و در این سالها فرهاد به علت گلزنیهایش در دربی از یک سو و از سوی دیگر انتصابش به مکتب مرحوم ناصرخان دربین هواداران محبوبیتی البته بیشتر از امیرخان داشت واین اصلا چیزی نبود که به مزاج قلعه نوعی خوش بیاد .

در لیگ ایتالیا این مثال وجود داشت (محبوبیت افسانه ای دلپیرو و جایگاه کنته ) ولی دلپیرو بازیکنی نبود که از این محبوبیت برای فشار به باشگاه استفاده کند ولی فرهاد ...

امیرخان دقیقا از همین نکته میترسید و به همین دلیل با دور زودن حاج فتل در معامله جباری برای امیرخان و مجیدی برای حاجی در آخرین روز با گذاشتن شرط و شروط همه چیزو به یکباره عوض کنه . تا علی دایی استقلالیها کشف شود و با هر نتیجه ضعیف تابوی شعار " فرهاد مجیدی " بالای سر تیم باشد !!!!!!!!!!!

القصه اگه با اول نوشته برگردیم ماجرای دو پادشاه در یک اقلیم اصلا به صلاح تیم نبود و قطعا باید یکی میرفت ولی حرف اصلی اینجاست که

جدایی امیرخان یا فرهاد

نوشته شده در تاریخ شنبه 7 مرداد 1391    | توسط:    | طبقه بندی: اس اس،     |
نظرات()