بارون

چتر ها را باید بست،
زیر باران باید رفت.
فکر را،خاطره را،زیر باران باید برد.
با همه مردم شهر،زیر باران باید رفت.
دوست را زیر باران باید دید.
عشق را،زیر باران باید جست.
زیر باران باید بازی کرد.
زیر باران باید چیز نوشت،حرف زد،نیلوفر کاشت.

سهرای سپهری

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 3 فروردین 1390    | توسط:    | طبقه بندی: شعر و پیامك،     |
نظرات() 

هفت سینهای ایرانی

معمولا از چند روز مونده به نوروز تو هرخونه ایرانی روی طاقچه و یا میز سفره هفت سین ایرانی پهن شده . سفره ای که هر سین اون  نماد و نشانه ای از یک چیز میباشد . امروز میخام علاوه بر این سفره معروف هفت سین دوران جبهه و هفت سین قرآنی را هم بهتون معرفی کنم . پس حتما ادامه مطلب را بخونید . ( با تشکر از علی آقا که بخشی از این مطالب را  از وبلاگشhttp://7rokheiran.blogfa.com/  گرفتم )

نوشته شده در تاریخ شنبه 28 اسفند 1389    | توسط:    | طبقه بندی: شعر و پیامك،     |
نظرات() 

هفته آخر

http://jahangiryana.persiangig.com/image/A%2015%2011.jpg
از امروز هر روز که میگذرونیم آخرین روز هفته در سال 1389 هست . فکر کنیم امسال را چگونه گذراندیم .

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 اسفند 1389    | توسط:    | طبقه بندی: شعر و پیامك،     |
نظرات() 

بقیه الله خیرلکم ان کنتم صادقین

http://www.livestore.co.tv/ppicads/1248599369.jpg


از دوری تو غمین و نالان هستیم

وز کردۀ خود کمی پشیمان هستیم

اصلیت ما را تو اگر می پرسی

از کوفه ولی مقیم تهران هستیم!

------------------------------

ما لشگری از سلاح روسی داریم

در دوز و کلک رگ ونوسی داریم

هر جمعه که شد بیا که ما منتظریم

این هفته فقط نیا عروسی داریم!

 ------------------------------

  از جور زمانه ما شکایت داریم

اندازۀ کوه و صخره حاجت داریم

ما مشکلمان گرانی و بیکاریست

آقا به نبودنت که عادت داریم...

------------------------------

ما قیمت روز ارز را می دانیم

معیار بهای بورس در تهرانیم

فعلا دو سه روزیست هوا پس شده است

هر روز دعای عهد را می خوانیم

------------------------------

صد موعظه کن ولی ز تسلیم نگو

از خمس و زکات و ضرب و تقسیم نگو

آقا تو بیا ولی فقط با یک شرط...

ار آنچه که ما دوست نداریم نگو!


نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 اسفند 1389    | توسط:    | طبقه بندی: شعر و پیامك،     |
نظرات() 

فریدون مشیری

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس، رقص باد
نغمه و بانگ پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش بحال روزگار …
خوش بحال چشمه ها و دشتها
خوش بحال دانه ها و سبزه ها
خوش بحال غنچه های نیمه باز
خوش بحال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش بحال جان لبریز از شراب
خوش بحال آفتاب …
ای دل من، گرچه در این روزگار
جامهء رنگین نمی‌پوشی به كام
بادهء رنگین نمی‌نوشی ز جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می كه می‌باید تهی است
ای دریغ از «تو» اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از «من» اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از «ما» اگر کامی نگیریم از بهار …
گر نکوبی شیشهء غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ …

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 اسفند 1389    | توسط:    | طبقه بندی: شعر و پیامك،     |
نظرات() 

20 روز دیگر تا بزرگترین جشن ملی جهان باقی مانده است

http://up.iranblog.com/2162/1270169102.jpg

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
///شاخه‌های شسته، باران خورده پاک///آسمان آبی و ابر سپید///برگهای سبز بید///عطر نرگس، رقص باد///نغمه شوق پرستوهای شاد///خلوت گرم کبوترهای مست///نرم نرمک میرسد اینک بهار///خوش به حال روزگار ...///خوش به حال چشمه ها و دشتها///خوش به حال دانه ها و سبزه ها///خوش به حال غنچه های نیمه باز///خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز///خوش به حال جام لبریز ازشراب///خوش به حال آفتاب ؛///نرم نرمک میرسد اینک بهار///خوش به حال روزگار ...///خوش به حال روزگار ...

"فریدون مشیری"

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 اسفند 1389    | توسط:    | طبقه بندی: شعر و پیامك،     |
نظرات() 

میلاد اشرف مخلوقات , رحمت عالمیان , خاتم انبیاء , پیامبر نور و رحمت مبارک

http://www.hodablog.net/files/image/sadi.jpg

سرو نباشد به اعتدال محمد  /////  ماه فروماند از جمال محمد
در نظر قدر با کمال محمد  /////  قدر فلک را کمال و منزلتی نیست
لیله‌ی اسری شب وصال محمد  /////  وعده‌ی دیدار هر کسی به قیامت
آمده مجموع در ظلال محمد  /////  آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی
روز قیامت نگر مجال محمد  /////  عرصه‌ی گیتی مجال همت او نیست
بو که قبولش کند بلال محمد  /////  وآنهمه پیرایه بسته جنت فردوس
تا بدهد بوسه بر نعال محمد  /////  همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد
نور نتابد مگر جمال محمد  /////  شمس و قمر در زمین حشر نتباد
پیش دو ابروی چون هلال محمد  /////  شاید اگر آفتاب و ماه نتابند
خواب نمی‌گیرد از خیال محمد  /////  چشم مرا تا به خواب دید جمالش
عشق محمد بس است و آل محمد  //////  سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 2 اسفند 1389    | توسط:    | طبقه بندی: شعر و پیامك،     |
نظرات() 

مجادله در ادبیات بر سر یك خال

http://www.panevis.net/radiohafez/img/rhp3-hafez.jpg

حافظ:

اگر آن ترك شیرازی بدست آرد دل ما را  ***  به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

http://hamblogi.ir/cfs-filesystemfile.ashx/__key/Components.PostAttachments/00.00.00.02.73/saeb.jpg_2D00_500x375.jpg

صائب تبریزی:

اگر آن ترك شیرازی بدست آرد دل ما را  ***  به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را

هر آنكس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد  ***  نه چون حافظ كه می بخشد سمرقند و بخارا را

http://www.aftab.ir/articles/art_culture/literature_verse/images/893c02ac48de33cec801542f2dbe5133.jpg

شهریار:

اگر آن ترك شیرازی بدست آرد دل ما را ***  به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را

هر آنكس كه چیز می بخشد بسان مرد می بخشد  ***  نه چون صائب كه می بخشد سرو دست تن و پا را

سر و دست و پا را به خاك  گور می بخشند  ***  نه بر آن ترك شیرازی كه برده جمله دلها را


فاطمه دریایی:

اگر آن ترك شیرازی بدست آرد دل ما را  ***  خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را

نه جان و روح می بخشم نه املاك بخارا را  ***  مگر بنگاه املاكم؟ چه معنی دارد این كارا؟

و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلا  ***  كه با جراحی صورت عمل كردند خال ها را

نه حافظ داد املاكی، نه صائب دست و پاها را  *** فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ماها را...!!

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 2 اسفند 1389    | توسط:    | طبقه بندی: شعر و پیامك،     |
نظرات() 

التماس دعا

ان شا الله اگه خدا بخواهد تا شنبه در خدمتون نیستم و میرم پابوس امام ثامن و ضامن شمس الشموس و انیس النفوس علی ابن موسی الرضا .

این شعر تقدیم آستان دوست به امید اینکه لیاقت زیارت با توجه و حضور قلب نصیبمون بشه .

http://nedaye-mahdi.persiangig.com/6.jpg

وقت سحر صحن و سراتو  قربون /

هوهوی پركشیدن كبوتراتو قربون /

 گنبد وگلدسته طلا /

گردش چشمت بی بلا/

طلا كه پاكه پاكه چه منتش به خاكه/

 بد روز و حالیمو برات آوردم /دستای خالیمو برات آوردم /

 شكسته بالیمو برات آوردم /

 یه كاری كن حال دلم خوب بشه /

عصاتو بنداز بزار مار معركه چوب بشه /

چینی شكسته میخری ؟ آوردم/

آستین كهنه میخری ؟ آوردم/

بنجلو مفت آوردم , مهربونیتو بردم/

-

راستی تا 17 بهمن و تولد دوست عزیزم وقتی نمونده

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 11 بهمن 1389    | توسط:    | طبقه بندی: شعر و پیامك،     |
نظرات() 

فال حافظ و شب یلدا

برخی اعتقاد دارند تنها خانواده های بافرهنگ به سنت حافظ خوانی و شاهنامه خوانی در شب یلدا وفادار مانده اند. شب یلدا بر دو پایه استوار است ؛ خوردن میوه ها و تنقلات که البته انتخاب هر کدام از آنها فلسفه خاصی دارد و دور هم جمع شدن و گپ زدن که معمولا با حافظ خوانی همراه است.ایرانیان به هنگام زدن فال، کتاب را در دست می گیرند و به بیان این جملات و یا جملاتی از این دست می پردازند:
 - ای حافظ شیرازی، تو کاشف هر رازی، ما طالب یک فالیم، بر ما بنما رازی
 - حافظ ای حافظ شیرازی، بر من نظر اندازی، من طالب یک رازم، تو کاشف هر فالی، قسم به شاخه نباتت، قسم به قرآنی که در سینه داری، این
فال مرا بگشای.
 - ای حافظ شیرازی، تو کاشف هر رازی، به حق شاخ نباتت، به حق جام شرابت، منظور خودت را از مراد ما بیان کن.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 آذر 1389    | توسط:    | طبقه بندی: شعر و پیامك،     |
نظرات() 

شب یلدا

 و شب اول چله بزرگه یا شب یلدا كه «بلندترین شب سال» بود هر دسته از خویش و اقارب و همسایه شب نشینی گرفته در آن بساط سور و سات از آجیل و شیرینی و میوه و مخصوصا هندوانه و انار و خربزه فراهم كرده، دور هم جمع شده به خوشگذرانی و شب زنده داری و گرفتن فال حافظ می پرداختند، و در این شب بود كه می گفتند با خوردنی های سفره شب یلدا، مثل خوراكی های پای سفره هفت سین طبیعت گرم را می توانند سرد و طبیعت سرد خود را گرم بكنند. به این صورت كه اگر از گرمی مزاج رنج می برند هندوانه و انار و اگر از سردی ناراحت می شوند توت و كشمش و خرما و مثل آن بخورند و تا سحر آن كه گفت و شنید و بگو و بخند می كردند.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 آذر 1389    | توسط:    | طبقه بندی: شعر و پیامك،     |
نظرات() 

سر هفت خوان

سر هفت خوان رستم در آثار آیت الله حسن زاده آملی

نوشته شده در تاریخ شنبه 20 آذر 1389    | توسط:    | طبقه بندی: شعر و پیامك،     |
نظرات() 

خان هشتم شاهنامه

خوان هشتم را
من روایت می کنم اکنون....   ،
من که نامم ماث "
هم چنان می رفت و می آمد
.
هم چنان می گفت و می گفت و قدم می زد

"
قصه است این ، قصه ، آری قصه ی درد است
شعر نیست .
این عیار مهر و کین مرد و نامرد است

بی عیار و شعر محض خوب و خالی نیست
هیچ - هم چون پوچ - عالی نیست

... 

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 14 آذر 1389    | توسط:    | طبقه بندی: شعر و پیامك،     |
نظرات() 

عکس

 

این هم یک عکس فوق العاده

نوشته شده در تاریخ جمعه 12 آذر 1389    | توسط:    | طبقه بندی: شعر و پیامك،     |
نظرات() 

الهی نامه

 

الهی , اگر من بنده تو نیستم ، تو که مولای من هستی !!!
الهی , تا تو لبیک نگویی من کجا الهی گویم ؟!!
الهی , از من آهی و از تو نگاهی !!!
الهی , همه گویند: بده حسن گوید:بگیر
الهی , همه از تو دوا خواهند و حسن از تو درد
الهی , همه حیوانات را در کوه و جنگل می بینند و حسن در شهر و ده.
الهی , عمری آه در بساط نداشتم و اینک جز آه در بساط ندارم.
الهی , شکرت که دنیایم آخرتم شد
الهی , شکرت که در این شب مبارکبه لیلة القدر رسیدم
الهی , من در ذات خود متحیرم چه رسد به ذات تو
الهی ، شیدایی جانان را با حور و غلامان چه كار

نوشته شده در تاریخ جمعه 12 آذر 1389    | توسط:    | طبقه بندی: شعر و پیامك،     |
نظرات() 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات