چیزی خلاف خواست دشمن

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 اسفند 1394    | توسط:    | طبقه بندی: بهشتیان،     |
نظرات() 

السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده

زیر باران دوشنبه بعد از ظهر
اتفاقی مقابلم رخ داد

وسط کوچه ناگهان دیدم
زن همسایه بر زمین افتاد

سیب ها روی خاک غلطیدند
چادرش در میان گرد وغبار

قبلا این صحنه را...نمی دانم
در من انگار می شود تکرار

آه سردی کشید،حس کردم
کوچه آتش گرفت از این آه

و سراسیمه گریه در گریه
پسر کوچکش رسید از راه

گفت:آرام باش! چیزی نیست
به گمانم فقط کمی کمرم...

دست من را بگیر،گریه نکن
مرد گریه نمی کند پسرم

چادرش را تکاند، با سختی
یا علی گفت و از زمین پا شد

پیش چشمان بی تفاوت ما
ناله هایش فقط تماشا شد

صبح فردا به مادرم گفتم
گوش کن ! این صدای روضهٔ کیست

طرف کوچه رفتم و دیدم
در ودیوار خانه ای مشکی است

**
با خودم فکر می کنم حالا
کوچهٔ ما چقدر تاریک است

گریه،مادر،دوشنبه،در،کوچه
راستی! فاطمیه نزدیک است...

نوشته شده در تاریخ شنبه 10 فروردین 1392    | توسط:    | طبقه بندی: بهشتیان،     |
نظرات() 

علامه حسن زاده آملی در بستر بیماری



حضرت آیت‌الله خامنه‌ای عصر امروز (یكشنبه) با حضور در یكی از بیمارستان‌های تهران از آیت‌الله حسن‌زاده آملی عیادت كردند.
رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار در جریان مداوای آیت‌الله حسن‌زاده آملی قرار گرفتند و سلامتی ایشان را از خداوند متعال مسألت كردند.


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 10 مهر 1391    | توسط:    | طبقه بندی: بهشتیان،     |
نظرات() 

عزیز ترین رهبر

حتی اگه تاریخ شناسنامه ای تاریخ دقیق تولد شما نباشه اما بهانه خوبی برای یاد آوری این نکنه است که چقدر عزیز و ...

این جمله ته ندارد !!!

یکی از افرادی که علاقه خاصی به مقام معظم رهبری دارد خاطره جالبی را از ایشان نقل کرد.

وی در گفت و گو با همراهان نیوز گفت: قریب به چهار سال پیش می شد که به پابوس حضرت رضا (ع) مشرف شدم و چون چندی پیش کتاب خاک های نرم کوشک را مطالعه کرده بودم در نظر داشتم دیداری نیز با خانواده شهید برونسی داشته باشم که به لطف امام رضا (ع) و توفیق الهی به وسیله یکی از دوستان این توفیق حاصل شد که با استقبال خانواده ی شهید رو به رو شدم.

مدتی از گفت و گوی ما می گذشت که به طور ناگهانی پرسیدم آیا حضرت آقا تا به حال به منزلتان قدم رنجه فرموده اند ، در پاسخ و خطاب به بنده گفتند مقام معظم رهبری در اوایل شهادت عبدالحسین برونسی قدم بر چشمان ما نهادند و ما آرزو داریم دوباره ایشان را زیارت کنیم و در پایان از من خواستند سلامشان را به محضر مقام معظم رهبری برسانم.

نوشته شده در تاریخ شنبه 24 تیر 1391    | توسط:    | طبقه بندی: بهشتیان،     |
نظرات() 

روز پدر

به یاد مصطفای شهید

 

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ، میفهمی پیر شده ! وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده ! وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه... و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری

پدرم ،تنها کسی است که باعث میشه بدون شک بفهمم فرشته هاهم میتوانند مرد باشند !

خورشید هر روز دیرتر از پدرم بیدار می شود اما زودتر از او به خانه بر می گردد

به سلامتی هرچی پدره

 

نوشته شده در تاریخ جمعه 12 خرداد 1391    | توسط:    | طبقه بندی: بهشتیان،     |
نظرات() 

حاج حسین شهادتت مبارک

اسفند ماه، سالگرد شهادت حاج حسین خرازی است. جوان اصفهانی که در 25 سالگی فرماندهی یکی از مهم ترین لشکرهای سپاه پاسداران را بر عهده گرفت و تا زمان شهادتش در 28 سالگی، نام خود را به کابوس متجاوزان تبدیل کرد.

حسین خرازی در « کلم محله» اصفهان متولد شد و در 8 اسفند ماه 1365 در شلمچه شربت شهادت نوشید. مزار شهید حسین خرازی در گلزار شهدای تخت فولاد اصفهان قرار دارد.

وقتی حاج احمد کاظمی وصیت میکنه که قبرش کنار مزار شما باشد چون یکی از درهای بهشت از انجا باز میشود دیگر من چه بگویم ...


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 10 اسفند 1390    | توسط:    | طبقه بندی: بهشتیان،     |
نظرات() 

عاشورا

یک راست باید رفت سر اصل مطلب
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

http://up.vatandownload.com/images/tb3rtu59w37qrhw0lgc.jpg

این شبها وقتی در هیئتهای مذهبی , تکایا و مساجد که وارد میشویم خیل عظیم محبان اهل بیت را می بینیم که در کنار یکدیگر جمع شده ایم و مجلس عزای عزیزترین فرزندان انسان کامل را برپا میکنیم .
در سوگ عزیز زهرا می گرییم و بر عاملین این حادثه بزرگ که بزرگتر از آن در تاریخ نیست لعن و نفرین میفرستیم . ولی آنچه در این جا کمتر دیده میشود این است که آیا قرار است این مراسمات به مشابه یک مراسم یادبود برای این شهدا باشد . آیا اصلا زنده نگه داشتن این مراسم با تاکیدات موکد که در تمام تاریخ اسلام به آن سفارش شده است فقط برای زنده ماندن نام این افراد است و یا ...
این جاست که باید گفت : کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا
در تمام تاریخ در هر عصر و زمانی شاهد رویارویی دو جبهه در کنار یکدیگر هستیم سپاهیان حق و لشکریان باطل و مثل اینکه قرار است نسبت سربازان این دو جبهه هم با نسبت قلیل و کثیر باشد . این مراسمات قرار است شاخص ما در انتخاب عضویت در هرکدام از دو طرف جبهه باشد . حال ممکن است که ما در این مراسمات شرکت داشته باشیم و زجه و زاری بزنیم ولی غافل از اینکه در این زمان عینا کار لشکریان عمر سعد را داریم انجام میدهیم . یا شاید فکر کرده ایم که چون نماز هایمان در بهترین حالت راس ساعت است پس از این جبهه هم جدا شده ایم . شاید رشادتهای ما در جبهه دارد گولمان میزند . شاید نسبتهای فامیلی که داریم و شاید شکنجه هایی که در این راه تحمل کرده ایم و حتی شکل ظاهریمان .
نه خیر این چنین نیست برادر !
این محاسنی که برای خودمان داریم را لشکریان عمر سعد در حد اعلا داشتند . در این نبرد حرف کارگر نیست عمل افراد شاخص است .
آیا حاضریم برای دفاع از ولی مان از آبرویی که چندین سال برایش زحمت کشیده ایم بگذریم .
آیا فقط در این نبرد اسب و شمشیرهایمان را برای مولایمان میفرستیم یا خودمان هم میرویم .
آیا در جواب نامه من الحبیب الی الحبیب مولایمان نامه بدون سلام میدهیم ...
آیا بی صبرانه منتظر رسیدن دعوت نامه (امان نامه) از آن طرف نیستسم ؟
آیا با هر بهانه ممکن ( زن , بچه , قرض , کسالت , ملک ری) از حمایت رهبرمان شانه خالی نمیکنیم .
آیا مصلحت خودمان را در هم رنگی با جمع نمیبینیم ؟

آیا در کار مولایمان شک و تردیدی در دل نداریم !!!!
آیا در خلوت تاریکی شب در جهت جبهه دشمن هم اگر نگویم در جهت منطقه بی طرف نمیرویم .
آیا ساکتین این جریان نیستیم ؟
پس چطور میشود که امام حاضرمان را اصلا در هیچ کدام از کارهایمان ناظر نمیبینیم . آیا این ویژگی را در عاشورا دیده ایم . چطور میشود که برای اینکه حجاب از سر نوامیس اهل بیت میگرییم و خودمان از سر نوامیسمان حجاب بر میداریم و به آن افتخار میکنیم .
چطور میشود که در غم غربت فرستاده امام به کوفه میگرییم و غربت نائب امام حاضر را درک نمیکنیم .
آیا دعا های فرجمان ترجمه نامه های کوفی نیست ؟

http://shiaphoto.ir/images/rahbar/Labbaik.jpg

نوشته شده در تاریخ جمعه 11 آذر 1390    | توسط:    | طبقه بندی: بهشتیان،     |
نظرات() 

شهدای زنده

نماز بی ولایت بی نمازیست
عبادت نیست نوعی حقه بازیست

///////////////////////////////////////////////////

هر بلایی کز تو آید رحمتیست / هر که را رنجی دهی خود رحمتیست
زان به تاریکی گذاری بنده را / تا ببیند آن رخ تابنده را
تیشه زان بر هر رگ و بندم زنند/ تا که با عشق تو پیوندم زنند

این یک دیدار خودمانیست , شاید به قول امروزیها یه جوری بتونم بگم که میتینگ جانبازان اسلام . دیداری از جنس درد عشق . اینجا تنها جایی هست که رهبر به سمت میهمانان میرود و اینقدر عاشقانه در آغوششان میگیرد . بوسه های متمادی بر صورت و گلوی جانبازان به خوبی از ویژگی این دیدار برایمان میگوید . راستی اینها همانانی نیستند که برخی از مسئولین از دیدنشان اکراه دارند !!!!

جانبازان 70% به بالا ( میدانم  که این درصد را خیلی از مسئولین قبول ندارند و اعتقاد دارند که با مرور زمان برخی از این ضایعات ترمیم شده واقعا باید تلخ خندید ) و قطع نخاعی . در چهره هایشان غمی را میتوان دید که جنس آن متفاوت از دردهای ماست . غمهای ما  بوی  بنزین و نان و طلا دارد .و از این نالانیم که چرا بیشتر نداریم . و غمهایی اینان در این است که چرا نای بلند شدن برای فدا شدن ندارند . غمهای اینها غم خانه نشینی در زمان غربت رهبرست . غم فتنه و غم تنهایی عبد صالح خدا . غم اینها غم آلزایمر برادران دیروز است که البته دیگر آنها را برادر صدا نمیکنند . احتمالا پیشوند اسمشان دکتر , مهندس و ... دیگر اگه خیلی هم خودشان را فراموش نکرده باشند از لفظ حاجی استفاده میکنند . البته این حاجی معنی حاجی زمان جنگ را نمیدهد معنای این حاجی را باید در فرهنک لغات بازار جست . درحالی که عمارنماها امروز در حال شمارش تعداد صفرهای اختلاس بزرگ هستند این قبیله مشغول شمارش یاران امام خویش هستند .

راستی چرا اینقدر تنهایی آقا ...؟

جانباز روی تخت خوابیده و دهانش نیمه باز است. و دوباره در عمق همان سکوت صدایی شبیه ناله از گلویش خارج می‌شود و با پیچ و تاب می‌چرخد به سمت آقا. رهبر که صدای ناله توجه ایشان را هم جلب کرده است می‌گویند: "سلام" و جانباز دیگر ناله نمی‌کند و آقا به احوالپرسی‌ها ادامه می‌دهند.

و حالا رهبر رسیده‌اند کنار تخت همان جانباز. گویا نمی‌تواند حرف بزند. همه ساکت‌اند. با دست‌های بی‌رمقش دست‌ مجروح آقا را گرفته است و می‌کشد روی صورتش. جانباز به صورتی ممتد ناله می‌زند.

ناله‌هایی که کم کم صدای هق هق همه را بلند می‌کند. خانم‌ها هم که تخت این جانباز جلوی جایگاه آنهاست، دارند بلند بلند گریه می‌کنند. جانباز هنوز دارد ناله می‌کند. آقا این یکی را چندین بار می‌بوسند. و او گویا دارد با ناله‌‌‌هایش با آقا حرف‌هایی می‌زند که فقط دو جانباز یعنی خودش و آقا می‌فهمند. سردارهای کنار آقا هم شانه‌هایشان دارد، می‌لرزد. حتی ما خبرنگار‌ها و عکاس‌ها و محافظ‌ها. و فقط آقاست که مهربانانه دارد به چشم‌های جانباز خیره خیره نگاه می‌کند.

//////////

یکی از جانبازها چفیه رهبر را طلب می‌کند و آقا هم قبول می‌کنند اما با رندی خاصی چفیه جانباز را از روی دوشش بر‌می‌دارند و می‌‌اندازند روی شانه خودشان.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 شهریور 1390    | توسط:    | طبقه بندی: بهشتیان،     |
نظرات() 

غبار روبی مضجع مطهر امام رضا با حضور مقام معظم رهبری خامنه ای

وای که چه مقارنه جالبی صورت گرفته , حضرت ماه در جوار خورشید بی فروق جان . هرچند که در دوران غیبت امام عصر (عج) از نعمت حضور ایشان محروم هستیم ولی حضور همچین رهبری مرحمی بر دل زخم خوردگان خواهد بود . خدا به حق بقیه الله الاعظم " اللهم احفظ سیدنا القائد الامام خامنه ای "

چشمه‌های خروشان تو را می‌شناسند
موج‌های پریشان تو را می‌شناسند

پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی
ریگ‌های بیابان تو را می‌شناسند

نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران تو را می‌شناسند

از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی
ای كه امواج طوفان تو را می‌شناسند

اینك ای خوب، فصل غریبی سر آمد
چون تمام غریبان تو را می‌شناسند

كاش من هم عبور تو را دیده بودم
كوچه‌های خراسان، تو را می‌شناسند

گزارش تصویری این مراسم روحانی را در ادامه مطلب ببینید .

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 شهریور 1390    | توسط:    | طبقه بندی: بهشتیان،     |
نظرات() 

خرمشهر را خدا آزاد کرد

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 2 خرداد 1390    | توسط:    | طبقه بندی: بهشتیان،     |
نظرات() 

امام خامنه ای - ایام فاطمیه

در این ایام که شهادت اولین فدایی راه ولایت حضرت صدیقه طاهر زهرای مرضیه هست بیش از پیش حمایت و ارادتمون به علمدار ولایت را بیان میکنیم . به کوری چشم همه دشمنان خارجی و داخلی و علی الخصوص جریان مشکوکی در حال شکل گیری ست .

گرگها خوب بدانند که در این ایل غریب

گر پدر مرد تفنگ پدری هست

گرچه نیکان همگی بار سفر بر بستند

شیر مردی چو علی خامنه ای هست هنوز ...

نوشته شده در تاریخ شنبه 17 اردیبهشت 1390    | توسط:    | طبقه بندی: بهشتیان،     |
نظرات() 

سال 1390 - سال جهاد اقتصادی

امروز دلم نوید شادی داده / انگیزه ی اردوی جهادی داده /

امروز امیر جبهه ی خوبی ها / فرمان جهاد اقتصادی داده/

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 4 فروردین 1390    | توسط:    | طبقه بندی: بهشتیان،     |
نظرات() 

پنجشنبه آخر سال

هر شهید گمنام نشانه ای از یك خانواده منتظر ، نشان ازیك مادر چشم به راه و نشان از یك انتظار بی پایان. هر شهید گمنام نشان ...

امروز همراه مهدی موعود باشید در زیارت مزار شهدای گمنام . اگر برای شادی روح گذشتگانمان امروز خیرات میدیم  بیاییم و برای شادی روح خودمون سری به مزار شهدا بزنیم و با یک حمد و فاتحه روح خودمونو با عطر گلاب صلوات بشوییم .

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 26 اسفند 1389    | توسط:    | طبقه بندی: بهشتیان،     |
نظرات() 

برای مرد محبوبمون حاج علی فضلی

برای تفرقه‌افکنانی که برای مکتب‌ایرانی اسفندیار ساخته‌اش بیشتر ارزش قائلند تا انقلاب اسلامی و شهدا و ایثارگرانش! و چه خوب فهمیده‌اند که تا سپاه هست نمی‌توان مقابل رهبری نظام ایستاد!


1- شاید هنوز موعد در افتادن اشکار با این فرقه خوارج‌صفت نرسیده باشد که اگر آن موعد برسد آنگاه نظام ثابت کرده که برای کوبیدن سر فرقه‌ها و فتنه‌هایی از این دست تنها یک علی فضلی کافی است! جمهوری اسلامی در مصاق با معاویه و طلحه و زبیر زمان کم نیاورده که در برابر مشتی خوارج مواجب‌بگیر کم بیاورد! صبر انقلابی و علی‌گونه در برابر این جماعت حد و مرزی دارد و زمانی.

2- نه حاج علی فضلی محتاج دفاع است و نه تهاجم و تهمت به این سرباز جانباز ولایت درد خوارج نوظهور را درمان می‌کند! اما در این دوران پرغبار شفاف‌سازی صفوف ضروری است! به این امید که برخی ساده لوحان و بازی خوردگان هر چه سزیعتر از این جماعت فتنه‌گر و نفاق‌افکن فاصله بگیرد و این فتنه با کمترین هزینه سرکوب شود!

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 اسفند 1389    | توسط:    | طبقه بندی: بهشتیان،     |
نظرات() 

25 اسفند سالروز شهادت آقا مهدی باکری



مهدی در موقعیتی كه اهواز زیر آتش توپحانه دشمن تجاوزگر بود همسرش را نیز به اهواز برد. بعد از مدت ها حضور مداوم در جبهه، شهید باكری با سمت معاون تیپ نجف اشرف در عملیات بیت المقدس شركت جست و شاهد پیروزی های سپاه اسلام بر جنود كفر بود. در مرحله دوم عملیات بیت المقدس در ایستگاه حسینیه از ناحیه پشت زخمی شد و در مرحله سوم با اینكه زخمی بود به قرارگاه فرماندهی رفت تا برادران بسیجی را از پشت بی سیم هدایت كند.
در عملیات رمضان با سمت فرماندهی تیپ عاشورا به نبرد بی‌امان در داخل خاك عراق پرداخت و این بار نیز مجروح شد، اما با هر نوبت مجروحیت، وی مصمم تر از پیش در جبهه‌ها حضور می‌یافت و بدون احساس خستگی برای تجهیز، سازماندهی،‌ هدایت نیروها و طراحی عملیات، شبانه‌روز تلاش می‌كرد.
در عملیات مسلم بن عقیل با فرماندهی وی بر لشكر عاشورا و ایثار رزمندگان سلحشور، بخش عظیمی از خاك گلگون ایران اسلامی و چند منطقه استراتژیك آزاد شد.
شهید باكری در عملیات والفجر مقدماتی و والفجر یك، 2، 3 و 4 با عنوان فرمانده لشكر عاشورا، به همراه بسیجیان غیور و فداكار، در انجام تكلیف و نبرد با متجاوزین، آمادگی و ایثار همه‌جانبه‌ای را از خود نشان داد.
در عملیات خیبر زمانی كه برادرش حمید به درجه رفیع شهات نایل آمد، با وجود علاقه خاصی كه به او داشت، بدون ابراز اندوه با خانواده‌اش تماس گرفت و چنین گفت، شهادت حمید یكی از الطاف الهی است كه شامل حال خانواده ما شده است و در نامه‌ای خطاب به خانواده‌اش نوشت:«من به وصیت و آرزوی حمید كه باز كردن راه كربلا می‌باشد همچنان در جبهه‌ها می‌مانم و به خواست و راه شهید ادامه می‌دهم تا اسلام پیروز شود.»
تلاش فراوان در میادین نبرد و شرایط حساس جبهه‌ها باعث شد كه از حضور در تشییع پیكر پاك برادر و همرزمش كه سال ها در كنارش بود باز بماند. برادری كه در روزهای سراسر خطر قبل از انقلاب، در مبارزات سیاسی و در جبهه‌ها پا به پای مهدی، جانفشانی كرد.
با تشكیل لشكر عاشورا، این رهرو واقعی حسین(ع) خیمه گاه حسینیان را در مقابل یزیدیان برپا ساخته و با هوش و ذكاوت و تدبیر نظامی بالایی كه داشت لشكر عاشورا را به عنوان لشكری برای دفاع از كیان اسلامی سازمان دهی كرد.
نقش شهید باكری و لشكر عاشورا در حماسه قهرمانانه خیبر و تصرف جزایر مجنون و مقاومتی كه آنان در دفاع پاتك‌های توانفرسای دشمن از خود نشان دادند بر كسی پوشیده نیست.
در مرحله آماده‌سازی مقدمات عملیات بدر، اگرچه روزها به كندی می‌گذشت اما مهدی با جدیت همه نیروها را برای نبردی مردانه و عارفانه تهییج و ترغیب كرد و چونان مرشدی كامل و عارفی واصل آنچه را كه مجاهدان راه خدا و دلباختگان شهادت باید بدانند و در مرحله نبرد بكار بندند، با نیروهایش درمیان گذاشت.

http://shohadayearoo.persiangig.com/video/khodaya1.jpg

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 اسفند 1389    | توسط:    | طبقه بندی: بهشتیان،     |
نظرات() 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات